سلام

اینبار اگه خدا کنه
اگه فقط نگام کنه
من دیگه هیچی نمیخوام
حرفام و باور بکنه
بهش میگم اگه بخواد
چشمامو فرشش میکنم
دلو به دریا میزنم
میگم که عاشقش منم

میگم که از همه سری
تویی فقط دل میبری
میمیرم اون روزی که تو
از سر راهم بگذری
قلب من مال توست
این تنها یادگاره
اون منم که بی تو
هر لحظش انتظاره
قلب من مال توست
این تنها یادگاره

ببین که بی تو نمیشه
تنهای تنهام همیشه
انگار که دیوونه شدم
شب و روزم پشت شیشه
اسم تو هیچ وقت از لبم
حتی یه دم دور نمیشه
همدم من تویی فقط
هیچکی برام تو نمیشه

تولدت مبارک عزیزم

از طرف شریک زندگیت : فرزانه
پرستوها چرا پرواز کرديد؟جدايی را شما آغاز کرديد
جدايی بي وفايی قهر و دوری همه باشند گناه آشنايی

مهدی جان: هروقت دلم برات تنگ میشه
میام پشت قلبت هی در می زنم
پس هر وقت قلبت می زنه بدون دلم برات تنگ شده
سلام دوستای گلم
بابت دیر آپ کردنم شرمنده
بابت عکس پست قبلیمم شرمنده جبران میکنم
دوستایی هم که نتونستم بهشون سر بزنم
همین حالا جبران میکنم

راستی ۲۱ خرداد تولد همسر عزیزمه
مهدی جان عزیزم پیشاپیش تولدت مبارک
سلام حال شما شرمنده دیر آپ کردم
آخه دستم به مراسم عقد بند بود گذشت سه شنبه قلب بود
خدایا شکرت
به تک تک دوستان عزیزمم حتما سر میزنم
داداشی گلم تبریک میگم افتتاح وب جدیدرو
قرررررررربان شما تک تک کسایی که به من سر می زنن
تا بعد..

بعضي وقت ها بايد تا نهايت آرامش گريست
آن گاه تبسمت زيباتر ازرنگين كمان بعد از باران خواهد شد
اما هيچ گاه اين اجازه را به كسي نده
كه به اين زيبايي عادت كند

خواستم هدیه ای برایت بفرستم
گل گفت مرا بفرست تا با عطر خو او را شادکنم
گفتم او خودش گل است
خار گفت مرا بفرست تا به چشم دشمنانش فروروم
گفتم تو انقدر مهربان است که دشمن ندارد
بلبل گفت مرا بفرست تا با اوازم او را شاد کنم
گفتم نه او خوش صداست
ناگهان صدای قلبم به گوشم رسید
صدای تاپ تاپ قلبم بود که می گفت مرا بفرست تا دوستش بدارم

آرزومه که يه روز
تو کلبه ي قشنگمون
يه شب صاف مهتابي
با ديواراي عنابي
دست بکشم رو گونه هات
خيره بشم به اون چشات
حس کنم کنارمي
تو آغوش گرم مني
سرت رو شونه هام باشه
دستات توي دستام باشه
نگات تو چشم من باشه
لبات روي لبهام باشه
از عشق هم گر بگيريم
از امروزو فردا بگيم
با اين دلهاي پاکمون
يه جشن کوچک بگيريم

دونه دونه توی ناودون
قطره های سرد بارون
بی تو اما يه کويرم
تو نباشی من می ميرم

نه اهل روزگارم نه همنشين سايه
بزن به سيم آواز تا آخر گلايه
رو سرزمين بي سر يه سرو سربلندم
به شاخ و برگ سبز خودم دخيل مي بندم

تا بعد...
این تقدیم به اونایی که یه یاربی وفا دارند:
روز آشنایی مون رو تن یه درخت بید
یار بی وفای من عکس دو تا دل رو کشید
گفت یکی از این دلها فدای اون یکی میشه
عاقبت کشت دلمو تا که به آرزوش رسید

اینم تقدیم به مهدی خودم : همسفر قسمت من
یه نفر میاد که دلم داره هواش
تو گوش دلم پیچیده زنگ صداش
خورشید نگاش اگه نتابه تو شب سیامون
در قطب ظلمت یخ آجين ميشه كوير دلامون
آه اگه نياد اوني كه اسمش رو لب بهاره
اوني كه اسمش آخرين برگ باغ انتظاره
بي تو در تقدير مردابه دلم
خسته تر از روح گردابه دلم
تو بيا كه آخرين برگ مني
آرزوي لحظه مرگ مني
تو بيا كه خسته ام ز جهان گسسته ام
اي كه اسم تو طلوع باور صبح
آه اگه نياي با خنده از در صبح
وقتي شب ميرسه ، مثل يه همزاد پير
تو گلوم ميشكنه فرياد دستمو بگير

اگه به من بگن عشقو تعريف كن
اسم تو رو ميگم آخه عشق مني تو
آره عشق مني امروزم روز توست
تنهام ولي همه جا پر بوي توست

دلم گاهي برای خودم تنگ می شود و برای خود می گریم
گاه دلم برای خود می سوزد
و دست نوازش برسر کودک يتيم دلم ميکشم.
گاهی دلم دور از چشم خدا کمی کفر می گويد
وزمانی دزدانه به دلت خيره مي شود.مهدي جان...
گاهی دلم محوترين لبخندها را می زند
و اندکی بعد آرامتر از نگاهي می شکند.
وقتی از همه می گريزم تنها ترين همنشين تنهاييهايم ميشود.
اما دلم هر چه هست برای لحظه رسيدن تنگ است...

يادم باشه كه يادت باشه
كه يادم بياري كه يادت بيارم
كه ياد بگيري كه يادم بياري كه
هميشه به يادتم و يادت هيچوقت از يادم نميره
اينو يادت نره

بازم به سر زد امشب, اي گل هواي رويت
پايي نمي دهد تا ,پرواز كنم به سويت
گيرم قفس شكستم ,وز دام و دانه جستم
كو بال آن كه خود را, باز افكنم به كويت.
تا كي چو شمع گريم, اي گل درين شب تار؟
چون صبح نوشخندي, تا جان دهم به بويت
جان و جواني ام رفت اي گل در آرزويت


از عشق برايت حرف می زنم
تا تو باور کنی چقدر دوستت دارم
عشق را معنا می کنم
تا تو بفهمی معنای عشق من تويی
من زندگی ميکنم تا تو بدانی برای تو زنده ام ای تمام زندگيم!
من تو را مثل هر روز دوست دارم
مثل نياز انسان به افتاب و شمع
تو را آزادانه دوست دارم
مثل تلاش انسان براي رسيدن به حق
مهدی جان
تو را خالصانه دوست دارم
میدونی بی تو نمیتونم ...هیچ وقت تنهام نذار فدات : فرزانه

کاش می دیدم چیست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست
آه... وقتی که تو لبخند نگاهت می تابانی
بال مژگان بلندت را می خوابانی
آه وقتی که تو چشمانت را درچشمانم خیره
میکنی و عاشقانه مرا مینگری....

...
سلاااااااااااام دوستای خوبم سلاااااااااااااااااااااااااااام من عقد کردم
قراره مراسم مفصلم افتاد برای اول خرداد
این چند روزم یا آقا مهدی خونه ما بودن یا من خونه اونا
خلاصه نیومدم دلیلش این بود
بچه ها دیروز رفتیم لباس عروس گرفتیم و کلبه عقد و...
نوبت آرایشگاه زدیم و حلقه گرفتیم و ........
امروزم باید بریم دنبال کارت عقد و فیلمبردار
مهدی جان حالا دیگه با تمام وجود داد میزنم :
با تمام وجود دوستت دارم

سر سفره عقد واسه همتون دعا کردم اگه صدام به خدا برسه

مهدی جان:
ممنونم اجازه دادی با تو زندگی کنم...

همنفس قسمت من دوستت دارم یه عااااالمه
شبها چشمانم میعادگاه اشک می شوند و
غم همنشین قلبم دوباره بغضهای خسته و کهنه
اسیره گلوی سردم می شوند
ای کسی که در حکایت شب پنهان شده ایی
به عظمت ابیه دلم نظری کن و ببین
این دل چه عاشقانه می تپد
فقط در انتظاره امدن تو.........!!!

آخرش دل را به دریا می زنم
زندگی را رنگ رویا می زنم
هرچه باداباد،هر جا می رسم
دم ز عشقت بی مهابا می زنم
گر مرا از خود برانی عاقبت
مثل مجنون سر به صحرا می زنم
من از این ساحل نشینی خسته ام
با غمت دل را به دریا می زنم

دلم گرفته از این روزگار دلتنگی
گرفته اند دلم را به کـار دلتنگی
دلم دوباره در انبوه خستگی ها ماند
گــــرفت آینــــــه ام را غـبار دلتنگی
شکست پشت من از داغ بی تو بودنها
به روی شـــــانه دل مانـــد بار دلتنگی
درون هاله ای از اشک مانده سرگردان
نگاه خســـــــته مـــن در مدار دلتنگی
چه اشک بی صدایی داری ای دل
چه درد بی دوایی داری ای دل
ولی با این همه بازم غمی نیست
تو هم آخر خدایی داری ای دل

تا بعد...
ناراحت میشم و .............. حالا من آپ نمیکنم دیگه تا ببینم نظرات
به اونقدر که دلم میخواد میرسه یانه .خوب؟

دیگه یک شب نیست که خوابت رو نبینم


باش تا بهتر و بهتر باشم
باش تا از این همه سر باشم
باش تا هق هق من بند بیاد
باش که چشم من آفتاب می خواد
چون که از همیشه دیوونه ترم، با من باش
چون که آبروی عشق رو می خرم، با من باش
چون که بدجوری سزاوار توام، با من باش

به شوق روي تو من زنده ام خدا داند

یادت میاد که بی صدا تو با چشات حرف میزدی
دور شدی از خیالم تو خودت اینو خواستی

نوبتیم که باشه این دفعه نوبت ماست

نذار دلم بسوزه تو عشق نیمه کاره

یادت میاد میگفتی هرچی که بو د بازی بود
طفلی دلم که حتی به بازیم راضی بود

من بی وفایی رو از تو یاد گرفتم
بد جوری عاشقت شدم ....

آره عاشقت شدم قد ریگای بیابون
قد اون لحظه که خورشید میسوزونه تو تابستون


دارم از تو مينويسم اي عزيز رفت از دست...

دوستت دارم

فرزانه فدات جيگرررر
من ديگه خسته شدم بسكه چشام بارونيه
پس دلم تا كي فضاي غصه رو مهمونيه
من ديگه بسه برا م تحمل اين همه غم
بسه جنگ بي ثمر براي هر زياد و كم
وقتي فايده اي نداره غصه خوردن واسه چي
واسه عشقاي توخالي ساده مردن واسه چي
نميخوام چوب حراجي رو به قلبم بزنم
نميخوام گناه بي عشقي بيفته گردنم
نميخوام در به درپيچ و خم اين جاده شم
واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم
يايه موجود كم و خالي پر اِفاده شم
وايسا دنيا وايسا دنيا من ميخوام پياده شم



