تبليغاتX
اشک های یخیمو پاک کن
اشک های یخیمو پاک کن
در جستجوی یار دل آزارکس نبود این رسم تازه را به جهان ما گذاشتیم
خدايا چقدر غريبي رو زمين

من ديگه خسته شدم بسكه چشام بارونيه

 

 

پس دلم تا كي فضاي غصه رو مهمونيه

 

 

 من ديگه  بسه برا م تحمل اين همه غم

 

 

 بسه جنگ بي ثمر براي هر زياد و كم

 

وقتي فايده اي نداره غصه خوردن واسه چي

 

 واسه عشقاي توخالي ساده مردن واسه چي

 

 

نميخوام چوب حراجي رو به  قلبم بزنم

 

 

 نميخوام گناه بي عشقي بيفته گردنم

 

 نميخوام در به درپيچ و خم اين جاده شم

 

واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم

 

 يايه موجود كم و خالي پر اِفاده شم  

 

 

وايسا دنيا وايسا دنيا من ميخوام پياده شم  

 

 

آنقدر آه كشيدم ز جهان سير شدم

 

صورتم گرچه جوان است ولي پير شدم

 

|+| نوشته شده توسط فرزانه در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386 و ساعت 18:35 |